شاخه گل سرخم را به خدا می سپارم
ای کاش از این زمین پهناور اندک سهمی داشتم
تا گلسرخی که به خون دل یافته بودم را
بکارم و عشق بورزم تا زنده هستم
آفتاب سوزان مرداد تمام آرزوهای سبز را بر باد داد
هر چه بگوید حق دارد کوتاهی دستم و ضعف وجودم
امروز ترسیدم از پاییزی که در راه است شاید تا ابد خود را نبخشم ...

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 18:8  توسط کاوه
|
