قیمت وصل نداند مگر آزرده هجر
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
اصلا وقتی وبلاگ دوستان رو می بینم خجالت میکشم دیگه چیزی بنویسم نه اونقدر سلیقه دارم و نه اونقدر مطلب با ارزش. برای همین بیشتر دوست دارم وبلاگتون رو بخونم تا خودم بنویسم. اینجوری بیشتر حال می کنم.
دیروز رادیو ناپرهیزی کرده بود یک آهنگ پخش می کرد که من رو شهید کرد. بالاخره پیداش کردم آلبوم اشتیاق از فرهاد فخرالدینی با صدای علیرضا قربانی با شعری از فریدون مشیری. من از این صدای گرم خوشم میاد من از اون آوای دل انگیز خوشم میاد. آهنگ کیف انگلیسی (هر چند که فیلمش نامردی بود) و لی موسیقیش شاهکار بود اسم مستانه رو هم به خاطر اون حال و هوا انتخاب کردم این شعر از فریدون مشیری هم تقدیم به دوستانم.
بگذار سر به سينهء من تا که بشنوي
آهنگ اشتياق دلي دردمند را
شايد که بيش از اين نپسندي به کار عشق
آزار اين رميدهء سر در کمند را
بگذار سر به سينهء من تا بگويمت
اندوه چيست عشق کدامست غم کجاست
بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان
عمريست در هواي تو از آشيان جداست
بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت اي چشمهء شراب
بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند
خورشيد آرزوي مني گرمتر بتاب
اگر دوست داشتید گوش کنید:
http://music.tirip.com/g.htm?id=11087&title=Eshtiyaagh
البته اگر بازهم گرفت باید فنر انداخت یا از جوهر نمک استفاده کرد!![]()