شاخه گل سرخم را به خدا می سپارم

ای کاش از این زمین پهناور اندک سهمی داشتم

تا  گلسرخی که به خون دل یافته بودم را

بکارم و  عشق بورزم تا زنده هستم

آفتاب سوزان مرداد تمام آرزوهای سبز را بر باد داد

هر چه بگوید حق دارد کوتاهی دستم و ضعف وجودم

امروز ترسیدم از پاییزی که در راه است  شاید تا ابد خود را نبخشم ...